تعریف و تعیین دورنمای آینده نشان می‌دهد که نقش چشم‌انداز طی فرآیندی اجرایی می‌تواند بر تمامی تصمیمات، برنامه‌ریزی‌ها و واکنش‌ها نقش مؤثری ایفا نماید. امروز ملّت‌ها و سازمان‌های فعال در زمینه توسعه ملّی، موفقیت بیشتر خویش را مدیون چشم‌انداز ملّی و سازمانی می‌دانند؛ به طوری که هرگونه نقد و ارزیابی عملکرد و تشویق و تنبیه افراد در سطوح بالا و پائین نمی‌تواند بدون ارزیابی تحقق اهداف چشم‌انداز صورت پذیرد و در تداوم اهداف یک ملّت و سازمان همیشه مورد توجه قرار می‌گیرد.

بر مبنای شرایط بالقوه، ظهور هر پدیده و خلق آن بدون دستیابی به چشم‌انداز امکان ندارد.آحاد یک جامعه در رابطه با نقش چشم‌انداز دارای انگیزه هستند و راهکارهای مناسب را انتخاب می‌کنند. احساس تعلق مردم، مؤسسات، نهادها و سازمان‌ها و به ویژه رهبری یک جامعه نسبت به چشم‌انداز می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در به کارگیری عوامل مهّم و مؤثر برای موفقیت آن داشته باشد.

نقش چشم‌انداز برای مردم در جهت مواجه شدن با تهدیدات و بهره‌گیری از فرصت‌ها در زمینه شکل‌گیری برخی از عوامل کلیدی اثرگذار بسیار مثمرثمر است. چشم‌انداز در سطح ملّی می‌تواند یک جامعه و شکل‌پذیری مجدد آن پس از مراحل گذار و دوران انقلاب را ساماندهی کند. در چنین شرایط متغیر و ناپایداری شکل‌گیری هویت جامعه بدون چشم‌انداز به آسانی مقدور نیست. انجام هر فعالیت و اجرای هر برنامه برای تحقق اهداف بلندمدت بدون داشتن دورنما و تصویر از آینده جامعه به راحتی نمی‌تواند تداوم داشته باشد.

از دو دهه گذشته تاکنون، در مناطق مختلف جهان و بین کشورها، ملّت‌ها و سازمان‌ها، چشم‌اندازسازی و داشتن چشم‌انداز آینده، فرآیند با ارزش و ابزار مدیریتی نوینی را برای اداره جوامع و سازمان‌ها ایجادکرده است. در حقیقت چشم‌انداز بیش از ابزارهای قدرتی نقش دارد. چشم‌انداز به طور مشخص طی یک دوره زمانی می‌تواند شرایط مطلوب را مانند دیگر عوامل کلیدی و بحرانی موفقیت مورد ارزیابی قرار دهد. البته سؤال اساسی آن است که آیا حقیقت داشتن نقش برای چشم‌انداز به طور واقعی یک تمایز به شمار می‌آید؟ آیا عقاید رهبران در راستای این است که هیچ اتفاقی با وجود داشتن نقش چشم‌انداز بروز نخواهد کرد؟ اصولاً رهبران یک جامعه و یا سازمان چگونه می‌توانند وظایف و نتایج حاصل از عملکرد در راستای چشم‌انداز را برای مردم و سازمان توصیف کنند؟ تعاریف و نقش‌های تعیین شده در زمینه چشم‌انداز نشان می‌دهد که شرایط برای فعالیت یک جامعه و یا عملکرد یک سازمان بدون داشتن یک چشم‌انداز امکان‌پذیر است؛ ولي چنانچه هدف در جهت گسترش هر چه بیشتر منافع یک جامعه و سرعت حرکت آن باشد تا بتواند آرمان‌ها و رویاهای آینده جامعه و نیازهای امروز و آینده آن را تأمین کند، ضرورت دستیابی به یک جامعه فعال و با انگیزه بدون استفاده از نقش چشم‌انداز امکان‌پذیر نیست. همچنانکه یک اقدام حیاتی در چنین شرایطی به شمار می‌آید.

سؤال دیگر آن است که آیا برای یک جامعه و سازمان، واقع‌گرایی در بسط تصورات وجود دارد؟ عقیده بسیاری از بزرگان مدیریت در سطح جهانی، بنگاه‌ها، سازمان‌ها و کشورهای پیشرفته بر این است که هر مملکتی شاید تصور شود که فضیلت‌های آنها بدون داشتن یک چشم‌انداز غیرممکن می‌گردد. بسیاری از افراد و مدیران موفق شرکت‌ها و کشورها در جهت الهام گرفتن در راستای نقش چشم‌انداز برای واقع‌گرایی تصورات بیش از پیش اهتمام بخشیده‌اند. وجود چشم‌انداز زمینه برای رقابتی کردن فعالیت آنها را بیش از پیش تحریک‌پذیرکرده است.

مردم ژاپن و شرکت‌های بزرگ تولیدی آنها در بین کشورهای مختلف جهان مشهور خاص و عام‌اند. اعجاز مدیریت ژاپنی به توانایی آنها در روند توسعه، ارتباطات و اجرای چشم‌انداز باز می‌گردد. همچنین چشم‌انداز در ژاپن نقش بسیار محسوسی در تفوق و استیلای شرکت‌های ژاپنی در سطح جهان طی سی سال گذشته داشته است. هر چند ممکن است بدون شناخت و درک نقش چشم‌انداز به موفقیت جهانی نیز نائل شد، امّا تجزیه و تحلیل‌های به عمل آمده از عوامل مؤثر و آشکار، اعجاز واقعی مدیریت‌های ژاپنی را نشان می‌دهد. همین طور کمتر حیطه و شرایط کیفی و مدیریت‌ مشارکتی وجود داشته که در توانایی آنها، توسعه و اجرای یک چشم‌انداز مشاهده نشده باشد. شعار اکثر شرکت‌ها و مردم جها ن که امکان تولید فراگیر در سطح جهانی را محقق ساخته، در پرتو چشم‌انداز متهورانه صورت گرفته است.

به هر حال موفقیت هر چشم‌اندازی حاکی از این حقیقت است که مردم باید در سطوح مختلف در برخی از عوامل ایجابی و محسوس آن به طور مشخص تأثیرگذار بوده و افزون بر آن باید به نقش فعالیت آنها بیش از پیش توجه داشته باشند. چشم‌انداز برای انرژی بخشیدن و هم‌افزایی و شناخت مردم یک جامعه و یا کارکنان یا سازمان و شرکت یک ضرورت الزام‌آور و از جمله تعهدات متعارف جهت کسب امتیازات بیشتر و اهداف متعالی‌تر به شمار می آید. تمرکز بر توانایی کم‌نظیر مردم جهت بیشینه‌سازی منافع ملّی و رضایتمندی اجتماعی، از روش‌های شناخته شده در روش‌های مدیریت توانمندسازي اجتماعی در سطح خرد و کلان می‌باشد.

سهیم کردن قشرهای مردم بنا به تناسب هر مرحله و توان و تخصص و آگاهی و اطلاعات آنان در چشم‌انداز، یکی از روش‌های شناخته شده در چشم‌اندازسازی در سطوح ملّی و سازمانی است. به طوری که با فرآیندهای مختلف تکنیکی، آینده‌نگری صورت می‌گیرد و از رسانه‌های عمومی خواسته می‌شود که نسبت به فرهنگ‌سازی براساس چشم‌انداز، برنامه‌های مناسبی را تهیه و اجرا کنند. متولیان ارزشیابی جوامع تلاش می‌کنند تا اطلاعات موثق و معتبری از شاخص‌های هدف چشم‌انداز را به جامعه ارائه دهند. در ارزیابی عملکرد نهادهای برنامه‌ریزی، اجرایی و قانون‌گذاری جامعه، مبنا را اهداف چشم‌انداز قرار می‌دهند و بر اساس شاخص‌های تعریف شده، شاخص‌های عملکردی سنجیده می‌شوند.

در حقیقت چشم‌اندازسازی در سطح یک جامعه و یا سازمان این شرایط را فراهم می‌کند که دو گروه شاخص طراحی شوند. گروه اول شاخص‌ها از آینده‌نگري مبتنی بر جزئیات قابل دستیابی چشم‌انداز خواهند بود. این شاخص‌ها از آینده به حال طراحی می‌شوند. گروه دوم شاخص‌هایی هستند که مسير حركت روبه جلو را  بر مبنای حال به آینده را طراحی می‌کنند. در هر مقطع از دوره چشم‌انداز می‌باید انطباق یا عدم انطباق شاخص‌های عملکردی مبتنی بر شاخص‌های هادی را مورد ارزیابی قرار داد. این روش از ابتکارات تفکرات آینده‌ساز و چشم‌اندازسازی در جوامع مدرن و مدیریت نوین کنترل و ارزیابی استراتژیک در سطوح مختلف هر جامعه و سازمان می‌باشد.

یکی دیگر از عوامل عمده موفقیت در اجرای چشم‌انداز، به گسترش اثرگذاری آن بر روی قابلیت‌های محاسباتی عوامل داخلی جهت تمامی تصمیمات و واکنش‌ها باز می‌گردد. براساس شرایط طبقه‌بندی شده، تعاریف و اولویت‌های بعدی مبتنی بر نقطه نظرات کلیدی به گونه‌ای طراحی می‌شوند که اگر چشم‌انداز از نظر شرایط درونی یا بیرونی نسبت به اهداف، مورد ارزیابی قرار گرفت قابل انطباق با یکدیگر باشند. همچنین اطلاع‌رسانی به موقع و شفاف در کلیه سطوح برای ساختن چشم‌انداز، چگونگی انتخاب چشم‌انداز ملّی با توجه به حضور گروه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و صاحبان قدرت و منافع استراتژیک و کارشناسان و صاحب‌نظران در حوزه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی از حساس‌ترین شیوه‌های ضروری برای تصویب یک سند چشم‌انداز در فضای ملّی و عمومی یک جامعه است تا به اجماع تبدیل شود و مورد وفاق قرار گیرد و مراحل مختلف قانونی را در چارچوب ساختار یک نظام حکومتی طی کند تا به ابلاغ برای اجرا برسد. بعد از آن تمام ساختارهای دولت، قوه قضائیه، مجلس و بنگاه‌ها و دانشگاه‌ها و سازمان‌ها می‌بایست مورد ارزیابی قرار گیرند که برای رسیدن به این سند ملّی (چشم‌انداز) چه فضاهای جدیدی در پیش رو دارند و چه تدابیری باید بیندیشند تا بتوانند از فضای موجود پیش روی هر یک از آنها به فضای مطلوب چشم‌انداز، موضع استراتژیک خویش را انتقال دهند.

اگر اطلاع‌رسانی شفاف، موثق و رسمی اي که زمینه‌های اعتماد عمومی و همکاری آحاد جامعه را فراهم می‌آورد و بستر اولیه جهت شکل‌دهی به حرکت عمومی است وجود نداشته باشد و رانت اطلاعاتی و انحصارهای مشکل‌ساز امر شفافیت اطلاع‌رسانی را مختل کند، می‌تواند نتایج منفی اي برای ایجاد تفاهم و مشارکت ملّی و شکل‌گیری سرمایه اجتماعی در حرکت به سمت تحقق اهداف چشم‌انداز ایجاد کند. از این جهت است که همیشه گردآوری اطلاعات، تحلیل مناسب آنها، طبقه‌بندی بموقع و ایجاد فرصت‌های مناسب برای دسترسی همه آحاد جامعه به این اطلاعات برای حرکت به سمت چشم‌انداز الزامی و ضروری می‌باشد. اگر این اطلاعات با شفافیت در اختیار عموم جامعه قرار گیرد، موجب شکل‌گیری اعتماد عمومی شده و مردم در هرکجا و در هر نهاد و در هر سمت و سازمان و منطقه‌ای که باشند خود را همسو با مسیر چشم‌انداز می‌بینند و تلاش برای تحقق آن به یک همکاری عمومی نهادینه شده تبدیل خواهد شد. حمایت رهبران جامعه از این تلاش و ساختاردهی مناسب نرم‌افزاری و زیرساختی آن می‌تواند سرعت رسیدن جامعه به چشم‌انداز را افزایش دهد. در ارزیابی عملکرد برنامه‌های توسعه کشور مالزی برای رسیدن به چشم‌انداز 2020 آن کشور، مسؤولان ذیربط اذعان کرده‌اند که به اهداف تعیین شده در سند2020 مالزی پیش از پایان دوره زمانی خواهند رسید. در بستر یک جریان اطلاع‌رسانی شفاف و مستندِ یک سند ملّی است که نقد و نظرها و انتقادها و ارزیابی‌ها از سطح فردی، گروهی، حزبی و قومی به سطح ملّی ارتقاء می‌یابند و هر گروه اجرایی یا قانون‌گذاری در هر سطحی نسبت به تحقق اهداف سند چشم‌انداز ملّی پاسخگو خواهند بود. همه رقابت‌ها که مفهوم رقابت سازنده را تداعی می‌کنند، برای تحقق منافع ملّی به وجود می‌آیند. در این فضا رقابت‌های منفی و مخرب در جامعه بستر و زمینه‌ای برای ظهور و بروز نمی‌یابند. به عبارت دیگر یکی از ویژگی‌های سند چشم‌انداز ملّی، همسوسازی تمامی فعالیت‌های آحاد یک جامعه به سوی چشم‌انداز است. منافع ملّی در این شرایط جایگزین منافع سازمانی، گروهی و حزبی می‌شوند. می‌توان چنین تصور کرد که یکپارچگی بین منافع ملّی، سازمانی، گروه، حزب و فردی شکل خواهد گرفت و هر گروهی به فراخور سطح استعداد و تلاش و فعالیت خویش در دستاوردهای ملّی سهیم و شریک می‌شود. در این جریان اطلاع‌رسانی، تغییرات و بازخوردهای دوره‌ای آن می‌بایست به صورت مرتب و مستمر به اطلاع عموم جامعه رسانده شود. در این صورت چشم‌انداز جایگاه خود را در زندگی سازمانی، اجتماعی، منطقه‌ای و فردی جامعه پیدا خواهد کرد. تا چنین شرایطی فراهم نشود، سرعت مناسب برای سازندگی و حرکت تفاهم‌آمیز و هم‌افزای اجتماعی در کلیه ابعاد شکل نخواهد گرفت. در حقیقت شکل‌دهی به چشم‌انداز، فرآیندی عام دارد. در این فرآیند رهبران ایده‌های مناسب را طراحی می‌کنند؛ آنها را به بینش تبدیل می‌کنند و به آگاهی جامعه می‌رسانند. جامعه آنها را می‌پذیرد، نسبت به آنها آشنا می‌شود و ساختاری از گفتمان مسلط بین رهبران و جامعه شکل می‌گیرد. این گفتمان مشترک در مسیرهای قانونی به صورت اسناد رسمی تدوین، تصویب و ابلاغ می‌شود. حمایت دولت و جامعه تحت یک بینش اعلام شده توسط رهبری و آگاهی و مشارکت مردم به جریان چشم‌انداز، انگیزه فردی و جمعی ایجاد کرده و موجب می‌شود تا اجتماعی بینش‌مند و آینده‌نگر شکل بگیرد. چنین جامعه‌ای می‌تواند قدرتمند شود و به جایگاه تعیین شده در سند چشم‌انداز برسد. طبیعی است که هر چقدر روش‌شناسی تنظیم و تدوین سند چشم‌انداز از انسجام درونی بیشتری برخوردار باشد؛ به رویاها و آرزوهای آحاد مردم توجه کرده باشد؛ ارزیابی صحیح علمی و فنی از قابلیت‌های اصلی جامعه و کشور به صورت واقعی به عمل آورده باشد؛ روندها و تحولات خارجی را با دقت و استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های شناخته شده مطالعه کرده باشد؛ و عموم نخبگان جامعه در فرآیندهای همه‌جانبه با شیوه‌های مختلف درآن مشارکت کرده باشند؛ و مسیرهای علمی، قانونی و رسمی را نیز طی کرده باشد؛ زمینه اجرای مناسب‌تری را در آینده جامعه خواهد داشت. نکته در خور توجه در این زمینه واقع‌گرایی است؛ بدین معنا که شرایط درنظر گرفته شده و تجزیه و تحلیل و ارزیابی‌هایی که در ابعاد مختلف به عمل آمده است، نمی‌تواند دائمی و ثابت و غیرقابل تغییر باشد به همین دلیل است که در شرایط غیر بحرانی که شوک‌های جهانی، منطقه‌ای و ملّی به عنوان رخدادهای اتفاقی در بستر زمان و مکان بروز نمی‌یابد، سند چشم‌انداز در پایان هر برنامه پنج ساله مورد ارزیابی و سنجش قرار مي گیرد تا در یک جریان دائمی و مستمر، تغییر و تحولات محیطی پایش شده و تأثیر این تغییرات ردیابی شده بر سند چشم‌انداز، مورد بررسی قرار مي گیرد. بنابراین یک جریان دائمی و هوشمند در قالب یک گروه دارای صلاحیت در سطح ملّی و یا حتی در سطح سازمان‌ها می‌بایست مراقب محیط در ابعاد داخلی و خارجی و چگونگی اجرای سند چشم‌انداز در قلمرو مربوط به آن باشند. براین اساس جوامع و یا سازمان‌هایی که مدیریت بر مبنای چشم‌انداز را در فرآیندهای رسمی تجربه نکرده‌اند می‌باید نظام‌ها، ساختارها و سازوکارهای جدیدی را طراحی و مدیریت کنند. موضوع دیگری که در طراحی سند چشم‌انداز ملّی به آن توجه شده است درنظر گرفتن محیط فراملی در سطوح منطقه‌ای و جهانی در یک فضای رقابتی و پر از تحولات و تغییرات ناپایدار و بی‌ثبات است. چنین رویکردی به شناخت محیط، الزاماتی را ایجاب می‌کند که نیازمند توجه اساسی تمام قشرها و آحاد جامعه در سطح ملّی به آن می‌باشد. وقتی هر یک از کشورهای منطقه در تلاش هستند که به جایگاه بالاتری در نظام قدرت جهانی دسترسی پیدا کنند؛ ائتلاف‌ها، اتحادها، همکاری‌ها، رقابت‌ها و تعارضاتی را شکل می‌دهند و هر یک در زمینه‌ای خاص و تخصصی دارای ویژگی‌های برتری می‌شوند. یکی از کشورها رهبر تولید منابع هیدروکربوری جهان است. کشور دیگر به فناوری‌های بالای اتمی دست یافته است. کشور سوم در صدور محصولات غیرنفتی و تنوع بخشی به اقتصاد، جایگاه بالاتری را نسبت به سایر کشورهای منطقه دارد. با ارزیابی برنامه‌ها و اسناد ملّی بلندمدت منتشر شده این کشورها مشاهده می‌شود که جامعه، مدیران و متولیان اداره‌کننده این کشورها از روندهای رشد شاخص‌های توسعه ملّی در ابعاد انسانی، علمی و فنی، اقتصادی، دفاعی، امنیتی، تولیدی و زیرساختی خود نیز راضی نیستند. باید به این مسئله کلیدی توجه کردکه نرخ رشد تمام این شاخص‌ها در این کشورها نسبت به گذشته بیشترخواهد بود. نقطه شروع کلیدی و حساس جامعه ایران در چنین راز و رمز مهّمی نهفته است که وقتی محیط رقابتی تعریف می‌شود و نرخ رشد توسط هر یک از بازیگران منطقه‌ای در سطح دولت‌ها در تمام شاخص‌های توسعه افزایش قابل پیش‌بینی شده‌ای نسبت به روندهای گذشته خواهند داشت؛ ملّت ایران بایستی در مسابقه دو استقامت بیست ساله‌ای شرکت کند که در بعضی از شاخص‌ها، دارای فاصله است و دیگران نیز تلاش می‌کنند که این فاصله‌ها را زیادتر کنند؛ چون جوامع آنها نیز نسبت به سایر جوامع و کشورهای پیشرفته دارای شکاف‌های عمیقی هستند. بنابراین آمادگی جامعه، حمایت دولت، ثبات سیاسی و امنیت عمومی، ارزیابی صحیح و واقعی از قابلیت‌ها و منابع و امکانات در راستای توانمندسازی جامعه به عنوان نیروی محرکه این رقابت پیش‌بینی شده یک الزام استراتژیک ملّی خواهد بود. محیط رقابتی و سرعت روزافزون پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی رقبا و نیازهای پاسخ نیافته رو به افزایش و اهداف و جایگاه موردنظر کشور در پرتو چشم‌انداز حاکی از آن است که قاعده مدیریت بر مبنای سند چشم‌انداز با قاعده گذشته و معمولی بسیار متفاوت خواهد بود و توجه اساسی به آن و سرعت درک تغییر قواعد اداره جامعه بر مبنای چشم‌انداز توسط آحاد جامعه و متولیان و رهبران نیز یک الزام راهبردی دیگر مدیریت در سطح کلان کشور خواهد بود. این الزام از آنجا ناشی می‌شود که شناخت تمامی عوامل تغییرپذیر به طور واقع‌گرایانه و دقیق و علمی و قابلیت‌ها و ظرفیت‌های سایر بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در شرایط رقابتی ضروری و امکان‌پذیر است. استفاده از آگاهی و کسب دانش لازم برای بهره‌گیری از فرصت‌ها براساس شایستگی‌ها می‌تواند اقتدار مدیریت را برای تحقق هدف به وجود آورد. در چنین شرایطی که محیط‌های ملّی و بین‌المللی در حال تغییر و تحول و گذار و آشفتگی و بی‌ثباتی و عدم اطمینان هستند و بازیگران منطقه‌ای ظرفیت‌های بالقوه رو به رشدی در حوزه‌های اقتصادی، علمی، و فناوری و دفاعی و امنیتی دارند و جهانی‌‌شدن فرهنگ، سیاست و اقتصاد به روندی مستمر تبدیل شده و بسترهای فناوری اطلاعات و ارتباطات و تشکیل جوامع اطلاعاتی و مدیریت دانش و شبکه‌سازی به سرعت این روندها افزوده است؛ تعامل و تأثیر این روندهای جهانی بر رخدادهای منطقه‌ای و جهانی وجود خواهد داشت. سؤالی که نیاز به پاسخ دارد آن است که در چنین محیطی با داشتن روندهای دگرگون‌ساز غیرقابل پیش‌بینی و برآورد دقیق چگونه می‌توان آینده را طراحی کرد؟ برای انتخاب تصویر آینده (آینده‌سازی) چشم‌اندازسازی چند پرسش نقش کلیدی دارند که عبارتند از:

اول: چنانچه امکان ایجادیک آینده وجود داشته‌باشد، چه آینده‌ای ممکن‌است برای جامعه قابل تصور باشد؟

دوم: چه طبقه‌بندی‌هایی با استفاده از ابزارهای توسعه برای آینده جامعه تحت شرایط جاری می‌توان تعریف کرد؛ به طوری که بیشترین تأثیر را بر قشرهای مختلف و آحاد گوناگون جامعه و سهیم نمودن آنها در چشم‌انداز آینده داشته باشند؟

سوم: آیا می‌توان جهت ایجاد یک سیستم برای پیش‌بینی‌ها مبنی بر چارچوب یک نظام ملّی درحیطه قواعد و قوانین وطبقه‌بندی‌های انجام شده، وظایف تعیین شده‌ای برای هر یک از قوای اداره‌کننده جامعه تعریف کرد؟

برای پاسخ گفتن به انتخاب آیندۀ  ممکن و مطلوب در سطح ملّی، پاسخ پرسش‌های فوق در محیط نبود اطمینان مثبت می‌باشد و خوشبختانه تجارب علمی و پیشرفت‌های آینده‌نگاران، آینده‌شناسان و آینده‌اندیشان این امکان را فراهم کرده است که بتوان نسبت به انتخاب آینده اقدام نمود. روشها و تکنیک‌های به کار رفته برای آینده‌شناسی و آینده‌نگری در کشورهای پیشرفته در حال توسعه هستند. وقتی کشوری مانند ژاپن از دهه 1970 به بعد به طور مستمر به این فعالیت در حوزه‌های مختلف همت گماشته است و چشم‌انداز 20 ساله کشورش را به دوره‌های بلندمدتی مانند یک قرن تعمیم داده است و کشوری مانند آلمان از جمله کشورهای پیشرفته جهانی و توسعه‌یافته اروپایی نیز اقدام به استفاده از تجارب ژاپنی‌ها کرده است؛ بنابراین باید به سراغ طرح پرسش به نحو دیگری در روش شناسی چشم‌اندازسازی باشیم. این پرسش که چگونه می‌توان اطمینان داشت دستیابی به یک آینده انتخاب شده امکان‌پذیر است؟ بدون شک فقط زمانی دستیابی به آینده انتخاب شده مقدور است که شرایط برای ایجاد درک مشترک و تفاهم بین رهبران و جامعه درآینده مطلوب به وجود آید و با تکیه بر نقاط قوت ملّی و انتخاب رویکرد ایجابی به تبیین مثبت‌اندیشی و بینش‌سازی و آینده‌نگری همت گمارده شود. رهبران هوشمند جامعه با اراده‌ای قوی و به کارگیری همه ظرفیت‌های ملّی تلاش می‌کنند تا زمینه توسعه فکری و توانایی ایجاد فرصت‌های اندیشیدن و تفکر را در بلندمدت برای جامعه فراهم کنند تا بتوانند بین آرزوها و آمال جامعه و منافع کشور در حوزه‌های مختلف طبیعی، انسانی، اجتماعی و زیرساخت‌ها و دانش و علم و نیات استراتژیک خویش تعادل برقرار کرده و تصویر آینده جامعه را بر اساس این سه عامل مهّم یعنی: «قابلیت‌ها و شایستگی‌های اصلی یک ملّت»، «آرمان‌ها، آرزوها، نیازها و منابع جامعه»و« نیات استراتژیک رهبری» طراحی کنند. بنابراين با فراهم آوردن درک مشترک، تفاهم، اجماع و شکل‌دهی به سرمایه اجتماعی و توسعه بینش و فکر جامعه می‌توان شرایط تحقق آینده تصور شده را فراهم کرد تا با انتخاب بهترین روش‌ها و شفاف‌سازی اهداف آینده، جامعه بتواند به آنچه می‌خواهد دسترسی پیدا کند.