آنان به موضوع با اهمیّت دیگری پی برده‌اند تکه رویاهای نیرومند، تبدیل به "بینش" می‌شود و اعمال انسان‌ها و جوامع، براساس بینش آنان شکل می‌گیرد و بینش‌های مهّم عامل توفیق ملّت‌ها می‌شود. بنابراین عامل موفقیت‌ساز پیش از تصویر آینده "بینش عمومی درک شده" می‌باشد. اینکه بینش‌سازی و بصیرت‌دهی به یک ملّت و یک سازمان در چه سطحی می‌تواند صورت پذیرد، نظرات مختلفی وجود دارد. گروهی اعتقاد دارند که یک جامعه می‌تواند هوشیار زندگی کند و دارای بینش باشد. پس هوشیاری عامل بینش‌ساز جامعه است و یا گروهی دیگر می‌گویند افراد نخبه و فرهیخته می‌توانند به بینش‌سازی جامعه کمک کنند. ولی آنچه براساس تحقیقات اندیشمندان و تجارب بشری به دست آمده آن است که رهبران هوشیار، آگاه و با تدبیر در هر جامعه‌ای می‌توانند بینش‌سازی کنند و جوامع آنها، تفکر، نگاه، بینش و پندار رهبران خویش را می‌پذیرد و با آنها همکاری می‌کند. در نتیجه توانایی بینش‌سازی توسط رهبری موجب شکل‌گیری جامعه‌ای مثبت‌اندیش، بینش‌مند وآینده‌نگر می‌شود.

بدیهی است که شرایط زندگی و ذهنیت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی هر نسل از یک ملّت و میزان توسعه فکری آنان در پذیرش سریع یک بینش و همکاری و همراهی با آن نیز می‌تواند بسیار مؤثر باشد. همچنانکه اعتماد بین رهبران جامعه و مردم و ارزیابی مثبت جامعه از صداقت و سلامت رهبران در رسیدن به درک مشترک بسیار با اهمیّت است؛ تدابیر و نواندیشی رهبران در اداره جوامع و شجاعت آنها در مدیریت بحران‌ها و توانایی آنها در بینش‌سازی و ایجاد گفتمان ملّی در چارچوب آن درک و بصیرت برای هدفمند کردن جامعه بسیار ضروری بوده و تأثیر شگرفی در پیشرفت جوامع دارد.

در چنین شرایطی است که ملّت‌های با بینش، از ملّت‌های فاقد بینش و بصیرت موفق‌تر هستند. حتی نتیجه مطالعات در سطح خرد هم نشان می‌دهد که افراد موفق کسانی بوده‌اند که نگاه مثبتی نسبت به آینده دارند و هدف‌های خویش را در آینده جست و جو می‌کنند. در صورتی که در برداشت‌های اولیه انتظار است که افراد باهوش موفق باشند و چه بسا افراد باهوشی که موفق نیستند. لیکن می‌توان افراد باهوش بینش‌مند را موفق‌ترین انسانها در جوامع یافت. از سوی دیگر جوامع آینده‌نگر به تربیت افراد آینده‌اندیش یاری و مساعدت می‌رساند. این رمز موفقیت جوامع پیشتاز در جهان بوده که می‌تواند مورد استفاده همه جوامع هوشمند قرار گیرد.

 

آینده‌نگری در جامعه ایرانی

اگر جامعه ایران می‌خواهد موفق باشد، می‌بایست در بستر چنین نگاه و روندی قرار گیرد که "مثبت‌اندیشی و آینده‌نگری از ویژگی‌های زندگی جمعی و فردی در سطوح ملّی و منطقه‌ای و محلی است." با این نگاه، آحاد جامعه شامل افراد، گروه‌ها و خانواده‌ها با انگیزه و بینش روشن در این مسیر فعالیت می‌کنند و افراد آینده‌نگر تربیت می‌شوند تا در شکل‌دهی به جامعه آینده‌اندیش و دارای دیدگاه مثبت به آینده نقش برجسته‌ای ایفا نمایند. تأکید بر این روند بدان معنا نیست که جامعه ایرانی آینده‌نگر نیست. جامعه ایرانی نمونه‌های زیادی از این نوع نگرش و بینش را در گذشته داشته است که در رأس همه آنها می‌توان به رهبریت حضرت امام خمینی(ره) رهبر فقید و بنیانگذار انقلاب اسلامی اشاره کرد. ایشان با استفاده از فرصت‌ها و ترویج مثبت‌اندیشی در بین جامعه، به رغم همه ناملایمات و ناسازگاری‌های داخلی و جهانی توانست بزرگترین انقلاب قرن را به کمک اجتماع بینش‌مند ایران رهبری نماید و به پیروزی برساند و موجب شگفتی در جهان گردد.

نمونه دیگر؛ امام خمینی(ره) در سال 1359 و در پیام تاریخی اول مهر و به مناسبت آغاز سال تحصیلی، با توجه به حمله دشمن به خاک کشور طی سخنانی اعلام نمودند:"گمان نکند ملّت ما، که دولت ایران و ارتش ایران عاجز از این است که جواب به اینها (عراقی‌ها) بدهد. هر وقت مقتضی بشود من پیامی به ملّت خواهم داد و به صدام حسین و امثال او نشان خواهم داد که اینها این اذناب آمریکا قابل ذکر نیستند. ملّت ما نباید خیال بکند که جنگی شروع شده است و حالا فرض کنید که دست و پای خود را گم کنیم، نه، این حرفها نیست، یک چیزی آوردند و یک بمبی این جا انداختند و  فرار کردند، رفتند، یک دزدی آمده سنگی انداخته و فرار کرده است." جنگ زمانی شروع شد که نهضت اسلامی به تازگی بر رژیم ستم‌شاهی که تا بن دندان مسلح و برخوردار از حمایت گسترده ابرقدرت‌های جهانی و قدرت‌های منطقه‌ای بود به پیروزی رسیده و اداره کشور براساس تفکرات انقلاب و ساختارهای مدیریت نظام اسلامی و انقلابی به شکل کامل ساماندهی نشده بود و از طرفی جریانهای وابسته به عوامل خارجی در اقصی نقاط سرزمین به ابهام‌آفرینی، درگیری، خیانت و ترور مشغول بودند و به هیچ وجه جامعه آماده درگیر شدن در این جنگ گسترده نبود. در این شرایط حضرت امام خمینی(ره) با همراهی ملّت فرهیخته و فداکار در پرتو بینش، تدبیر و مثبت‌اندیشی و شجاعت بی‌نظیر توانستند آن تهدیدها را به فرصت تبدیل کرده و در عالی‌ترین سطح ممکن، مدیریت بحران را پیش برند. بنابراین همواره قدرت بینش‌سازی برای غلبه بر مشکلات کارساز و اثربخش بوده و نجات‌دهنده هر کشور و جامعه‌ای از مشکلات می‌باشد.

از یادآوری چنین نمونه‌های ملّی در حیات نسل کنونی جامعه می‌توان نتیجه گرفت که خصیصه بینش‌سازی، مثبت‌اندیشی و آینده‌نگری توسط رهبران و درک آن توسط ملّت‌ها، سازمان‌ها و نهادهای مختلف می‌تواند عامل موفقیت آنان تلقی شود. یعنی با نگاه به آینده است که می‌توان بحرانها را پشت سر گذاشت و بر آنها غلبه کرد و سرانجام به مسیر هموار و ساحل آرام رسید.

در بررسی سیر تحول مفاهیم مدیریت و برنامه‌ریزی، چگونگی اداره زندگی ملّت‌ها و مدیریت سازمان‌های اجتماعی، بنگاه‌های اقتصادی، احزاب و گروه‌های سیاسی، نهادهای فرهنگی و مؤسسات علمی؛ مفاهیم، روش‌ها و تکنیک‌های جدیدی ظهور یافته‌اند که مهّم‌ترین آنها، آینده‌اندیشی، آینده‌نگری و آینده‌سازی است.

آینده چگونه به وجود می‌آید؟ پارادایم‌های حاکم بر آینده چگونه مطالعه می‌شوند و آیا آینده‌نگری و آینده‌شناسی ساختار یافته و روش‌مند است یا فال‌بینی، پیش‌گویی و طالع‌بینی هستند؟ بستر این علم چه جایگاهی در علوم الهی دارد و پیشرفت آن در بستر علوم اجتماعی چگونه است؟ پاسخ به این پرسش‌ها نیازمند مباحث مستقل و جداگانه‌ای است که در موضوعات مربوط به آینده‌اندیشی و مطالعه آینده جست وجو می‌شوند. مؤسسات، سازمان‌ها و افراد مختلفی در سطح جهان به صورت تخصصی به آن می‌پردازند. در سطح ملّی نیز چند سالی است که این روش علمی در بخش‌هایی از کشور در قالب تیم‌های تخصصی شکل گرفته و رو به توسعه و پیشرفت است.

امّا آنچه قطعی است اینکه، بدون آینده‌نگری و داشتن آینده روشن، امکان بقاء برای هر فرد و جامعه‌ای نسبت به افراد و جوامع پیرامون، بسیار مشکل می‌باشد. به جرأت می‌توان گفت آنچه یک انتخاب غیرقابل جایگزین می‌باشد، آن است که هر ملّت، جامعه، سازمان و فردی در این جهان پرآشوب، متلاطم و نامطمئن نمی‌تواند بدون داشتن تصویری از آنچه که می‌خواهد به آن برسد؛ عدم اطمینان‌های محیطی را پشت سرگذاشته و مدیریت بحران نماید. برای دست‌یافتن به چنین توانایی، جامعه نیازمند آموزش، تعلیم و تربیت رهبران آینده‌اندیش، دانشمندان آینده پژوه، مدیران آینده‌ساز و جامعه آینده‌نگر است. اگر تأمین این نیازها و اجرای این برنامه‌های آموزشی و تربیتی در اولویت زندگی سطوح مختلف افراد جامعه قرار گیرند و یک ملّت آینده‌نگر تربیت شود، بسترهای آینده‌سازی برای سازمان‌ها، جوامع محلی، بنگاه‌ها، نهادها، مؤسسات و افراد فراهم می‌شود. در صورتی که افراد آینده‌اندیش، آینده نگر و خلاق در عالی‌ترین سطح هرم اجتماعی قرار گیرند، مانند رهبران صالح می‌توانند آینده‌سازی را در سطح کلان جامعه ملّی طراحی، تبیین، ترویج و نهادینه نمایند.

در چارچوب این رویکرد، جامعه ایران می‌تواند دارای تصویری مطلوب از آینده خویش در شرایط نامطمئن جهان کنونی باشد. برای دست یافتن به این هدف اساسی در سطح کلان ضروری است که مدیریت جامعه با داشتن "نگاه رو به جلو"، "تفکر رو به جلو" و "برنامه‌ریزی روبه جلو"، تصویر ایران آینده را ساماندهی و زمینه طراحی سند چشم‌انداز آینده کشور (جامعه و نظام) را برای پاسخگویی به مسائل حال و آینده در محیط رو به تغییر و آشفته جهانی فراهم آورد.

مروری کوتاه به رخدادهای سه دهه گذشته کشور، چرایی داشتن یک تصویر مطلوب برای آینده کشور را الزام‌آور می‌سازد. یک دهه ملّت ایران درگیر جنگ ناخواسته شد؛ که با پیروزی، دفاع مقدس را به پایان رساند. در دهه دوم انقلاب، زیرساخت‌های نرم‌افزاری و زیربناهای سخت‌افزاری کشور در حد مقدورات و امکانات ملّی به صورت بی‌نظیری ساخته شد. در دهه سوم جامعه‌سازی جزو مطالبات اجتماعی ملّت قرار گرفت. در طول این سه دهه نارسایی‌هایی نیز بروز و ظهور یافتند که همگی نشانگر نبود یکپارچگی و همسوسازی برنامه‌های توسعه ملّی، طی این سه دهه از حیات اجتماعی ملّت ایران است. اصلی‌ترین عامل عدم پیوند و هم‌افزایی برنامه‌های پنج‌ساله توسعه، نداشتن یک تصویر مطلوب از آینده جامعه به صورت رسمی در کشور بوده است. هر چند با بررسی ضرورت‌ها، شرایط و تحلیل زمانی و مکانی هر برهه از انقلاب اسلامی، هر کدام از رویکردهای مدیریت انتخاب شده در سه دهه گذشته، صحیح، اصولی و قابل دفاع می‌باشند؛ لیکن عدم پیوند بین این دوره‌ها و نداشتن درک مشترک از یک تصویر مطلوب به صورت رسمی ‌میان رهبران و جامعه، منجر به نارسایی‌هایی در سطح اجتماع شده است. طراحی و تدوین تصویر آینده جمهوری اسلامی ایران بدین منظور است تا خلاء نبود یکپارچگی و ناهمگونی‌های بین برنامه‌های آینده را برای دوره بلندمدت با درنظر گرفتن شرایط محیط ملّی، منطقه‌ای و بین‌المللی رفع نماید. این سند به موجب اصل110 قانون اساسی با نظرخواهی از کارشناسان در سطوح دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه تهیه و درمجاری رسمی به اجماع، تائید و پس از طی مراحل قانونی به تصویب رسید.