2-   ابعاد جنگ نرم در حوزه سیاسی :

 دومین بُعد تهدید نرم، بُعد سیاسی است. عاملان این تهدید در پی آن هستند تا با ایجاد شکاف بین مردم و رهبران، شهروندان جامعه را وادار به نافرمانی مدنی کرده و درپی آن بحران مشروعیت را بوجود آورند. در نتیجه شهروندان از حضور در عرصه های مختلف سیاسی جامعه امتناع می کنند و این عدم حضور در صحنه های سیاسی کشور از مصادیق بحران مشارکت است و به دنبال آن بحران توزیع و در نهایت با ورود دشمنان در حوزه تأثیرگذاری بر مردم ، بحران نفوذ شکل می گیرد که جنگ نرم بر حوزه سیاست در پایان به نفوذ سیاسی بیگانگان منجر می گردد. شاید از همین روی است که برخی محققان "انقلاب‌های رنگی" را در زمره انواع تهدیدات نرم سیاسی جای می‌دهند. از جمله این انقلاب ها می توان به "انقلاب گل سرخ در گرجستان"، "انقلاب نارنجی در اوکراین" و "انقلاب گل لاله در قرقیزستان" اشاره کرد که در طی یک دهه گذشته به وقوع پیوسته‌اند.

 

3-  ابعاد جنگ نرم در حوزه اقتصادی :

در بعد اقتصادی مهم ترین و غایت جنگ فرهنگی است ، چرا که در بعد فرهنگی اگر دشمن به دنبال استحاله فرهنگی و تغییر باورهای بنیادین و ارزش های مسلط جامعه است و در بعد سیاسی اگر به دنبال ایجاد بحران های پنج گانه هویت ، مشروعیت ، نفوذ ، توزیع و مشارکت است هم برای این است که بتواند بر اقتصاد کشورهای مورد نظر تسلط یابد . چرا که غایت و هدف اقتصادی متکی بر بازار آزاد این است تا بتواند تسلط اقتصادی بیشتری را برای خود کسب و در نهایت به لذت و رفاه بیشتر مادی برسد. بنابراین بعد اقتصادی که با تغییر ذائقه ها و هدایت طرز تلقی ها و جهان بینی ها و نگرش ها و در نهایت تولید مدل رفتاری مشترک جهانی ، آمریکایی ها به دنبال آن هستند برای تسلط هرچه بیشتر اندیشه لیبرال دموکراسی که آن هم برای دریافت منافع اقتصادی و چپاول ثروت کشورهای ضعیف برنامه ریزی می گردد.

آماج های جنگ نرم

همه افراد جامعه مي‏توانند بخش هاي مشخصي باشند كه مورد نظر راه اندازان جنگ نرم قرار گرفته اند و البته اين موضوع وابسته به هدفي است كه باني جنگ نرم آن را دنبال مي كند. ملتون و دیگران بر این باورند که آماج‌های اصلی تغییرات بنیادی در یک جامعه، روشنفکران و نخبگان آن جامعه هستند. نخبگان نيروهاي مياني را تشكيل مي دهند که به عنوان تصميم گيران و تصميم سازان يك حكومت مطرح می باشند.

اما از میان همه اقشار جامعه گروهی که مناسب ترین  "بستر ذهنی"  را برای پذیرش افکار و برنامه های  عوامل جنگ نرم را دارند، مخالفان سیاسی هستند. گروه دیگری که ممکن است آماج جنگ نرم قرار گیرند افرادی هستند که به طور معمول موضع‌گیری معینی ندارند. این افراد  بسیار تحت تاثیر تبلیغات دشمنان قرار می گیرند. چرا که آنها از توان تحلیل مسایل روز و مقاومت در برابر تبلیغات و عملیات روانی دشمن برخوردار نیستند.

تهدیدات جنگ نرم ممکن است تا جایی پیش روی کند که حتی حامیان حکومت را نیز مورد آماج خود قرار دهد. این افراد ممکن است در جایگاههای مختف از جمله توده‌های مردمی حامی حکومت، کارگزاران حکومت، احزاب و دسته‌جات سیاسی درون حکومت و نیروهای مسلح کشور قرار داشته باشند.

ابزار و تاکتیک های جنگ نرم

همانگونه که در تغریف جنگ نرم بیان کردیم جنگ نرم را می‌توان استفاده از ابزارهای تاثیرگذار برای تغییر و کنترل افکار، باورها و عقاید مردم و سازماندهی اجتماعی آنها برای اعمال قدرت دانست؛ یعنی جنگ بهره‌گیری از رسانه‌ها و امکاناتی که فرد را قادر می‌سازد تا برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل، به اِعمال قدرت بپردازد. مهم‌ترین ابزار اعمال و تأثیرگذاری قدرت نرم بر طرف مقابل، رسانه است.

در جنگ نرم به طور معمول از روش‌های مختلفی برای تاثیرگذاری بر طرف مقابل استفاده می‌شود که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

فریب، تردیدافکنی، تغییر ادبیات، الگوسازی، برچسب زنی، اسم گذاری، تصدیق، شایعه‌پراکنی، دروغ، تهمت، پاره‌‌گویی حقیقت، انسانیت زدایی، اهریمن سازی، حذف و سانسور، جاذبه هاي جنسي، ایجاد تفرقه و تضاد، ترور شخصیت، مبالغه، مغالطه و… که این روش‌ها را به عنوان اصلی‌ترین تاکتیک‌های جنگ نرم مطرح می‌سازند.